
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند بلبل شوقم هوای نغمه خوانی می کند همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست طاقتم اظهار عجزو نا توانی می کند بلبلی در سینه می نالد هنوزم کاین چمن با خزان هم آشتی و گل فشانی می ...
ادامه مطلب
کاش یک ذره خاک بودم منxa0 و ب روی باد هاxa0 یا نسیم صبح گاهxa0 سمت غرب را پیش رو میگرفتمxa0 و گذر میکردم از کویر شاهرودxa0 از میان دامغانxa0 و کنار سمنانxa0 و هنوز هم راه بسیاری هستxa0 گرمسار را پشت سر میگذاشتمxa0 مقصدم تهران نیست مقصدم روستایی استxa0 در حوالی یکی از شهر ها پای یک کوه بلندxa0 و هنوز هم چشمی پی دیدار من استxa0 خاک پایش میشدمxa0 این برایم کافی استxa0 xa0 xa0...
ادامه مطلب