شعری از شهریار که با حافظه داغونم همیشه بیت اولش یادمه فوق العاده زیبا

خرید بک لینک

امکانات وب

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند

بلبل شوقم هوای نغمه خوانی می کند

همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست

طاقتم اظهار عجزو نا توانی می کند

بلبلی در سینه می نالد هنوزم کاین چمن

با خزان هم آشتی و گل فشانی می کند

ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز

چشم پروین همچنان چشمک پرانی می کند

نای ما خاموش ولی این زهره شیطان هنوز

با همان شور و نوا دارد شبانی می کند

گر زمین دود هوا گردد همانا، آسمان

با همین نخوت که دارد آسمانی می کند

سالها شد رفته دمسازم زدست اما هنوز

در درونم زنده است و زندگانی می کند

با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من

خاطرم با خاطرات خود تبانی می کند

بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی

چون بهاران می رسد با من خزانی می کند

طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند

آنچه گردون می کند با ما نهانی می کند

می رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان

دفتر دوران ما هم بایگانی می کند

" بررسی از مرجع شهریار طبق کپی رایت ا" گو دل از ما مهربانان نشکنید

ورنه قاضی در قضا نامهربانی می کند

اینم لینک فایل صوتیش:

https://www.tarafdari.com/sites/default/files/contents/user376430/content-sound/shahriar.mp3

راست میگن وقتی کسی حرفی از دل میزنه به دل ادم میشینه

i love IRAN...

ما را در سایت i love IRAN دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 137 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 22:55

صفحه بندی