امروز طلوع تازه ای است طلوعی از جنس بدخوابی دیشب و توهماتی ک چیزی از انها را در خاطر ندارم اما هر چه ک بودند انقدر قدرت داشتند تا انرژی ای بر ابرهای باور وجودم وارد کنند و جسارت باریدن را به انها بدهند. امروز صب چیزی جز خستگی در تنم احساس نکردم و البت نعمت بزرگی ک ارامش روحی ام بود گویی دیشب در مبارزه ای سخت پیروز شده ام و زخم هایی عمق در وجودم بجای مانده است اما هر چقدر هم خسته و درمانده باشم پیروزی ب انسان انگیزه بودن و سعی کردن می دهد امروز نفس هایم جور دیگر بودند و گام هایم قدرت فتح کردن داشتند
پیش ب سوی اینده ای بهتر
i love IRAN...